X
تبلیغات
نیکا نوشت
سلام آقا جان ...

نتیجه انتخابات هرچه که باشد

دلم قرص است

که صاحب کشورم تویی



نیکا نوشت: مهربان خدای من به حق گل نرگس خیر و خوبی را نصیب کشورم و مردمانش بفرما

[ جمعه 24 خرداد1392 ] [ 13:0 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

سلام مولای من

دلم گرم است به فردایی که با تو، توی راه است

و می آید تا دل هایمان را روشن کند...

رخ بنما، مهربان


الهم عجل لولیک الفرج ...

[ پنجشنبه 16 خرداد1392 ] [ 23:17 ] [ نیکا ] [ ]

ببخشید اگر نیستم

امان از امتحان ها .......


[ چهارشنبه 15 خرداد1392 ] [ 9:37 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

چشم هایم، پر شده از ابر های خاکستری

که حتی نمی بارند

فقط تیره و تار کرده اند روزگارم را

ولی توی دلم، همچنان می تابی

می دانی مولا

آسمان، آبی تر است، وقتی خورشیدش تو باشی


الهم عجل لولیک الفرج ...

[ جمعه 10 خرداد1392 ] [ 11:4 ] [ نیکا ] [ ]
...

دست های خدا که سایبان سر باشد

ابر های بغض کرده، همه ی غم های عالم را هم که ببارانند

خیالی نیست ....

مهربانی اش مرا کافی است

[ سه شنبه 7 خرداد1392 ] [ 0:14 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

حرف هایم تمامی ندارد از دردهای بی تو بودن

جمعه های تنهایی ام را ورق بزن مولا

بقیه، روزگارم را با تو می خواهم

که.....  آشکارا، سروری کنی برایمان


الهم عجل لولیک الفرج...


نیکا نوشت : امتحان ها دارند می آیند، دوستان، التماس دعا...
عید نوشت : عید همه دوستان مبارک باشه

[ پنجشنبه 2 خرداد1392 ] [ 20:21 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

سلام آقا جان ...

در این شب آرزوها

حرفی برای گفتن به خدا ندارم

و اگر حرفی باشد، آبرویی نیست

خودت دعایمان کن


نیکا نوشت : چقدر نادانم، که گاهی، خیال می کنم نیستی

دل نوشت : دلم امشب آرزویش را نمی گوید، اشک می ریزد

التماس نوشت : مهربانان التماس دعا
[ پنجشنبه 26 اردیبهشت1392 ] [ 21:32 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

سلام مولای من

دست و پا می زنم برای رسیدن به راهت

راستی..... من، کجای راهم

نزدیکم یا دور

مراقبم باش مولا


الهم عجل لولیک الفرج...

[ جمعه 20 اردیبهشت1392 ] [ 19:21 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

سلام امام مهربان من

مراقبمان باش مولا

نکند، کوفی شویم

کمکمان کن، آدم باشیم و بنده ی خدا

و نه بنده ی شیطان های رنگارنگ، که گاهی فقط نقاب عوض می کنند

و فقط خدا می داند ذاتشان را

می ترسم از امروز و فردایی که ساختنش تنها به دست خودمان باشد

رهبریمان کن مولا، چشم هایمان را به روی حقایق بگشا

تا آینده مان را تنها، برای با تو بودن، بسازیم

 

الهم عجل لولیک الفرج

[ جمعه 13 اردیبهشت1392 ] [ 15:38 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

کاش .....

با گذر جمعه ها

گام به گام

از خودمان دور شویم

و به تو برسیم

دلم تنگ است برایت مولا جان

[ جمعه 6 اردیبهشت1392 ] [ 22:30 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

انتظار می کشی به بلندای تاریخِ هزار ساله ی نبودنت

برای یافتنِ مردمانی از جنس قیام

و ما همچنان به خیال خودمان انتظار می کشیم

الهم عجل لولیک الفرج

[ جمعه 30 فروردین1392 ] [ 13:5 ] [ نیکا ] [ ]
...

جایی توی این شهر غریب

مردی کنار یک قبر خاکی شمع روشن کرده است

دلم عجیب هوای مدینه دارد

تا وجب به وجبش را ببوسم و در جستجوی یار ببویم


لعنت به یثرب که بعد نبی هیچ گاه شهر پیامبر نشد

[ یکشنبه 25 فروردین1392 ] [ 10:20 ] [ نیکا ] [ ]
سلام آقا جان ...

سلام آقای مهربان

سال نو مبارک

امیدوارم عذر این تاخیر را بپذیرید

آقا جان خوب می دانید فراموشتان نکرده بودم

و گذر جمعه ها همچنان برایم خنجری بود در سینه

اما راستش را بخواهید

دلی برای نوشتن برایم باقی نمانده بود

آنوقت ها که می نوشتم

دلم گرم بود به دوستانی که می آمدند و پای نوشته هایم تاییدی می گذاشتند

و من، هر هفته امیدوارتر از قبل، باز برایت می نوشتم

که بیایید

که منتظریم

که -به خیال خودمان- آدم شده ایم

که دنیایمان بی شما سخت می گذرد

اما امروز می ترسم آقا

می ترسم از آدم هایی که ابلیس را درس می دهند

به آنهایی که حتی به بودنتان شک دارند

آن هایی که به خیال تصفیه دینشان، شما را هم قاطی خرافات از دل بیرون کرده اند

آن هایی که به اسم روشنفکری، کور دل شده اند

آنها که قرآن به سر نیزه کرده اند، بی آنکه حتی همان واژگان صریح قرآن را جامه ی عمل بپوشانند

می ترسم از خودم، که مقابلشان زبان فرو بستم، سکوت کردم و ایمانم را فریاد نکردم

دیگر نمی گویم بیایید

ولی التماستان می کنم دعایمان کنید، حقیقت وجودتان را درک کنیم

لزوم حضورتان را بفهمیم

شیعه تان هستیم مولا، حتی اگر، فقط به زبان باشد

دعایمان کنید که سخت محتاج دعاییم، آقا جان

[ جمعه 23 فروردین1392 ] [ 22:49 ] [ نیکا ] [ ]
خدایا شکرت...

امروز فهمیدم ...

هنوز هم، بهانه هایی برای خوشحالی هست

می شود، شاد شد، برای یک دوست

که قرار است، روزهای خوبی را شروع کند

امروز فهمیدم .....

همچنان، خدا از آن بالا زمین را نگاه می کند

و هر روز، نوبت یکی از ماست که بخندیم

[ جمعه 16 فروردین1392 ] [ 13:26 ] [ نیکا ] [ ]
بهار آمد و ...

باز بهار، دم زندگی می دمد و تقدیر، دست مهربان خدا، روزگار را می نوازد

اینجا چشم ها، دل به آسمان بسته اند تا داشتن زیباترین روزها را برایشان بنگارد

اینجا آرزوها صف کشیده اند برای برآورده شدن

اینجا دلها چشم به راهند تا آمدن یگانه مرد دوران ها را نظاره گر باشند

اینجا خانه ی صفا است

اینجا ایران است

خانه ی من و تو

بهارتان نیکو

سال تان پر بهار

[ چهارشنبه 30 اسفند1391 ] [ 18:9 ] [ نیکا ] [ ]